تبليغاتX
C'est la vie






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


C'est la vie

اعترافات و اعتراضات یک متهم


از سال گذشته تلاش خودمون رو برای رسیدن به حداقل ها آغاز کردیم و کاری کردیم که بیش از 14 میلیون از آرای خاموش به صحنه انتخابات آمدند. روزهایی که به خاتمی التماس میکردیم برای آمدن و ماجراهای بعد از آن و در نهایت کاندیداتوری میرحسین موسوی و آغاز جنبش سبز و حضور تاریخی در پای صندوق های رای..

تک تک کارهایی که در این 4 سال و به خصوص 1 سال اخیر انجام دادیم برای رسیدن به شرایطی بهتر بود. حضور بی سابقه ی مردم در پای صندوق های رای اگرچه با کودتای اقتدارگرایان باعث روی کار آمدن میرحسین موسوی یا مهدی کروبی نشد ، اما دست اقتدارگرایان را رو کرد. اگر این حضور نبود هرگز کسی به تقلب در انتخابات پی نمیبرد و احمدی نژاد دوباره 4 سال به راحتی حکومت میکرد.

از اواخر شب 22 خرداد جنبش سبز وارد مرحله جدیدی شد و اعتراضات به کودتا در مقابل وزارت کشور آغاز شد. از 23 خرداد اعتراض ها به سطح شهر کشیده شد و در روز 25 خرداد راهپیمایی بیش از 3 میلیون نفر از مردم تهران بلوغ سیاسی مردم را به نمایش گذاشت و نشان داد تلاش های 1 ساله هدر نرفته است؛ هرچند اقتدارگرایان طاقت نداشتند و در پایان این روز را تبدیل به روز خونینی کردند. روزهای 26 و 27 خرداد نیز علی رغم تهدیدات فراوان شاهد دو راهپیمایی میلیونی دیگر بود.

یک روز پس از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه خشونت اقتدارگرایان بیشتر شد و 30 خرداد تبدیل به شنبه ی سیاه شد و قطعا در تاریخ ایران جاودانه خواهد شد. در روزهای بعد اعتراضات به طور پراکنده ادامه داشت تا اینکه 18 تیر -سالروز حادثه کوی دانشگاه- روز خونین دیگری بود. در 26 تیر میلیون ها نفر در محل برگزاری نماز جمعه به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی گرد آمدند..

از تمام تلاش های قبل از انتخابات و روز انتخابات که بگذریم ، در این 47 روز جنبش سبز بیش از 100 کشته و هزاران مصدوم و مجروح داشته است. این ها همه نشان میدهد مردم این بار آمده اند تا حق خود را بگیرند و کوتاه نخواهند آمد.

جنبش ادامه دارد

...

متاسفانه اقتدارگرایان سایت های اینترنتی داخل کشور را مجبور به همکاری با خود کرده و سعی در ایجاد محدودیت دارند. سایت BLOGFA نیز یکی از سایت هایی است که گویا به اجبار در حال همکاری با آنان است. حذف وبلاگ های منتقد،حذف برخی پست ها و برخی اقدامات دیگر نشان میدهد سرویس های فارسی نمیتوانند محل خوبی برای اظهار نظر آزاد باشند. ما جمعی از وبلاگنویسان سرویس های فارسی نظیر میهن بلاگ و بلاگفا تصمیم گرفتیم از این سرویس ها کوچ کرده و به WORDPRESS و BLOGGER و سایر سرویس های خارجی برویم.

آدرس وبلاگ من از این پس HESITANCE.WORDPRESS.COM است و سعی میکنم به صورت روزنوشت اداره اش کنم.

ضمنا وبلاگ قبلی ام U-WILL-KNOW.BLOGFA.COM را حذف نمیکنم و شاید هر از چند گاهی در آنجا هم پست بزنم.

به امید اینکه ایران آباد باشد و ایرانی آزاد

+نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت4:21توسط محمدمهدی | |

این کامنت دوست ناشناسی است به نام علی:

سلام

برادر من، شما که ماشاالله اینقدر شعر بلدی، یکم تحقیق کن راجع به گذشته ایران، دکترین های سیاست غرب و آخر الزمان. البته من شناختی رو شما ندارم ولی به نظر توانایی یه روشنفکر خوب رو می تونی داشته باشی. روشنفکر من (اول همه این بکگراند رو از سیاه تغییر بده)، چند تا روستا رفتی این اواخر؟ بیمه روستایی می دونی چیه؟ تو مردم هستی؟ می دونی اینایی که پشت صندوق رای هستند کین از کجا اومدن؟ یه نظر سنجی هر چند سطحی از همه ی اقشار کردی؟ منبع فکریت چیا هستند؟ فقط ماهواره منبع فکریته؟

می دونی یه اصل روانشناسی هست که اگر یه خبر کذب رو از صد منبع مختلف و به طرق مختلف به مغز برسونی مغز اتوماتیک فکر می کنه حقیقته؟
فکر می کنم راجع به احمدی نژاد هم اینطوری شده، اینقدر بد گفتن که آدم فکر می کنه آدم بدیه

حالا بگذریم، یه راه حل بده بگو چیکار کنیم؟ بدیم امریکا و اسرائیل بخورن؟ بدیم موسوی و هاشمی بخورن؟ (که البته بهتر از من می دونی خاتمی و موسوی و معین و هاشمی سرو ته یه کرباسچی هستند و هیچ غلط درست حسابی هم نمی تونن بکنن) جهانی بشیم(البته می دونی که فرهنگ و دین ما ذاتا با این مسئله مشکل داره)؟ فرهنگ رو عوض کنیم به کل؟ نمیشه که!!! بشیم عربستان؟ چی بشیم؟ هدف چیه؟ آزادی (مگه غیر از لخت رفتن توی خیابون چیز دیگری هم مونده که الان آزاد نیستیم؟)

فدات شم من خودم شخصا به این نتیجه رسیدم که با این فرهنگ اسلامی ما بهترین گزینه محموده هم جلوی این دزد ها می تونه در بیاد هم آمریکا و اسرائیل

هر سیستمی که درست کار کنه مخالف برای خودش می تراشه، بزار همه ی دنیا مخالف ما بشن، من که شخصا نمی تونم مثل خاتمی مصلحت طلب باشم که دنیا قبولم کنن

خلاصه خوشحال میشم راه حل بدی از نوع کاربردی با در نظر گرفتن همه ی جوانب



علی عزیز

تشکر میکنم از اینکه به پست وبلاگم توجه کردی و نظر دادی

ابتدا سوال من از شما اینه که با توجه به اینکه خودت گفتی شناختی از من نداری،بر چه مبنایی میگی باید یه کم(!) در مورد تاریخ ایران و دکترین های سیاست غرب و آخرالزمان تحقیق کنم؟ منظورم اینه که شما از کجا میدونی تحقیق نکردم قبلا؟ مبنای شما فقط همینه که با شما هم عقیده نیستم؟!

هیچوقت مدعی روشنفکر بودن نبودم و ژست روشنفکری هم نگرفتم، اینکه شما میفرمایید توانایی روشنفکر خوب بودن رو دارم نظر لطفته ... 

متشکرم از نظری که در مورد قالب وبلاگ دادی ، ولی من مشکلی با رنگ سیاه ندارم و اونم یکی از رنگ ها میدونم! و اتفاقا مناسب ترین رنگ برای وبلاگم رو سیاه میدونم.

بله! بنده در مورد اقشار مختلف جامعه اطلاعات دارم و با خیلی هاشون هم صحبت کردم و به خوبی میدونم حتی بخشی از همون قشر روستایی که شما میگی از محمود احمدی نژاد ناراضی هستن...حتی اگر فرض کنیم 70 درصد روستاییان از احمدی نژاد راضی هستن و بهش رای دادن با توجه به حضور 17 میلیونی روستاییان در پای صندوق های رای به عددی کمتر از 12 میلیون نفر میرسیم که تا 24 میلیون فاصله ی زیادی باقی می مونه...البته من همین رضایت 70 درصدی روستاییان از احمدی نژاد رو هم نمیتونم بپذیرم و فرض بالا رو محال میدونم!

متاسفانه برای اقتدارگرایان و حامیانشون (که گویا شما هم یکی از آن ها هستی) عادت شده که مخالف و منتقد رو به بیگانگان و دشمنان بچسبونن! اصلا شما از کجا میدونی من ماهواره دارم یا نه که میپرسی منبع فکریت ماهواره است؟ من این سوال رو کاملا اشتباه میدونم ، اگر قرار باشه چنین سوالی پرسیده بشه باید من از شما بپرسم منبع فکریت صدا و سیمای دروغ پرداز و هیزم کش است؟

و کاملا با شما موافقم که حتی یک مطلب کذب در صورت تکرار میتونه برای انسان حکم یک مطلب درست رو داشته باشه. اتفاقا بر خلاف نظر شما من معتقدم صدا و سیما و رسانه های دولتی هستند که احمدی نژاد را فردی غیر از چیزی که هست معرفی کرده اند و دائما آن را تکرار میکنند!

همین باعث میشه که شما موسوی و هاشمی و خاتمی و بقیه رو دزد بدونی و احمدی نژاد رو یک انسان پاک!

محض اطلاع عرض میکنم که اگر قرار بر دزدی و به قول شما خوردن باشه پرونده ی احمدی نژاد خیلی سیاه تر از این افراده ... به خزعبلات صدا و سیما و مظلوم نمایی های آقای احمدی نژاد زیاد توجه نکن دوست عزیز ...

باز هم محض اطلاع چند مثال میزنم: پرونده فساد مالی برادر احمدی نژاد در شهرداری تهران - برج سازی های جناب آقای علی آبادی و پسرش در زمین هایی که از شهرداری به اون ها ارث رسیده! - پرونده نفت اردبیل و شاهکار احمدی نژاد که باعث شد صادق محصولی امروز یکی از ثروتمندترین مردان ایران باشه - میلیاردر بودن زریبافان و هاشمی ثمره (اگه میفرمایید از راه حلال به دست اومده میپذیرم!) و ..... اگه بخوام ادامه بدم شاید بشه یه کتاب نوشت!

شاید شما این ها رو مرتبط با احمدی نژاد ندونی (که خنده داره) ولی یه مثالی میزنم که حرفی توش نباشه: مهرداد بذرپاش همشهری جوان آقای احمدی نژاد که بدون هیچ سابقه مدیریتی ابتدا به شهرداری اومد و بعد هم به راحتی مدیرعامل شرکت خودروسازی سایپا شد!

البته شاید من اشتباه میکنم و همین ها هم به قول شما نشانه ی خوردن هاشمی و سایرین باشد و دلیل پاکی و سادگی احمدی نژاد!

شما میپرسی: "فرهنگ رو عوض کنیم؟" بله اصلاحاتی باید در فرهنگ جامعه انجام بشه ... اما فعلا بحث این نیست! فکر میکنم منظور شما این باشه که فرهنگ جامعه ی ما اینه و احمدی نژاد هم نماینده ی این فرهنگ! در مقابل این طرز فکر هیچ چیزی نمیتونم بگم جز اظهار تاسف! در حال حاضر این آقای احمدی نژاده که داره فرهنگ جامعه رو تغییر میده ، البته نتیجه ی این تغییر چیزی جز  عادی سازی دروغ و تهمت - خویشاوند سالاری - ترویج خشونت - رسمی کردن ادبیات کوچه بازاری - تجسس در امور شخصی دیگران و ... نیست!

شما میپرسی: "مگه غیر از لخت رفتن توی خیابون چیز دیگری هم مونده که الان آزاد نیستیم؟" ... من شما رو نمیشناسم ولی چیزی که میدونه طرز فکر اقتدارگرایان و حامیانشون چیزی جز این نیست و فکر میکنن منظور از آزادی اینه! امیدوارم راهکار شما مثل برخی آقایون صیغه و ازدواج موقت نباشه که این فساد و کثافت کاری های امروز جامعه نتیجه ی تزریق همون موقت ها و موقت ها و موقت هاست!

دوست عزیز! هیچکس نگفته منظور ما از آزادی لخت بودن در خیابان هاست و فکر نمیکنم کسی باشه که چنین خواسته ای داشته باشه! این پرسش شما نشون میده که شما هم مثل آقای احمدی نژاد معتقدید در جامعه آزادی مطلق داریم! 

خب، من اصلا در مورد مسائل بعد از انتخابات صحبت نمیکنم که نگید به خاطر تجمعات و این اتفاقات بوده ... در مورد قبل از انتخابات میپرسم:  بسته شدن روزنامه ها نشانه ی آزادی است؟ بازداشت خبرنگاران و فعالان سیاسی نشانه ی آزادی است؟ تعیین پوشش مردم یک جامعه نشانه ی آزادی است؟ راه ندادن دانشجویان به محل سخنرانی احمدی نژاد نشانه ی آزادی است؟ بازداشت دانشجویان به جرم اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاهشان نشانه ی آزادی است؟ پرونده سازی برای دانشجویان و فعالان سیاسی نشانه ی آزادی است؟ روزنامه نداشتن احزاب رسمی کشور نشانه ی آزادی است؟ لغو مجوز فیلم هایی مثل سنتوری نشانه ی آزادی است؟(البته امیدوارم شما این فیلم ها رو جزو فیلم های پورنو ندونید!) مجوز ندادن به ترانه ها و موزیک ها و آلبوم های خوانندگان نشانه ی آزادی است؟ مانع شدن از اجرای تئاتر نشانه ی آزادی است؟ مسلح بودن بسیجیانی که گاهی برخی از اون ها به سن قانونی هم نرسیدن نشانه ی آزادی است؟ و .....

شما چه چیزی رو آزادی میدونی؟ میشه بفرمایید مثلا من در چه زمینه ای آزادی دارم؟ شما میتونی تضمین کنی که من به خاطر همین نوشته تحت تعقیب قرار نگیرم؟ دوست عزیز! کمی منطقی باشیم و مسائل رو خودمون تحلیل کنیم و فقط صحبت های دیگران را تکرار نکنیم خیلی خوبه!

شما میفرمایید: "بهترین گزینه محموده هم جلوی این دزد ها می تونه در بیاد هم آمریکا و اسرائیل" !!! در مورد دزدها و دزدی که قبلا توضیح دادم ... چه کسی گفته ما باید دائما در حال جنگ با آمریکا و اسرائیل باشیم؟ احمدی نژاد در چه زمینه ای تونسته در مقابل آمریکا ایستادگی کنه و ایران چه سودی برده از این ایستادگی؟

دو مثال میزنم: 1.تونی بلر اولتیماتوم داد که ملوانان انگلیسی باید آزاد بشن و یک هفته هم وقت داد! حتی به یک هفته هم نرسید که آزاد شدن و کت و شلوار نو هم بهشون داده شد و آقای احمدی نژاد هم باهاشون عکس یادگاری گرفت! 2.هیلاری کلینتون و چند مقام آمریکایی با شدیدترین لحن ممکن خواستار آزادی رکسانا صابری شدند! دیدیم که عکس العمل آقای احمدی نژاد چی بود و بعد هم با چه سرعتی حکم دادگاه 180 درجه تغییرکرد!

آقای احمدی نژاد جز ظاهرسازی این که میتونه جلوی غرب ایستادگی کنه چه کرده؟ همین دو مثال بالا نتیجه ی سیاست های غرب ستیز احمدی نژاد بود که آخرش خود احمدی نژاد و حکومت ایران بودن که ضایع شدن!

دوست عزیز! دنیا چاله میدون نیست که ما بگردیم یه نفر رو پیدا کنیم که با همه بجنگه! تازه احمدی نژاد چنین شخصی هم نیست و فقط ژستش رو میگیره! بارها و بارها دیدیم که در مقابل غرب چقدر منفعله...

حرف های دیگه ای هم هست برای گفتن ولی به همین مقدار بسنده میکنم...امیدوارم که با چشمان بازتری در مقابل حقایق قرار بگیریم و از شنیده ها بگذریم و سعی کنیم خودمون ببینیم!

خوشحال میشم باز هم نظراتت رو ببینم، موفق باشی



+نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت0:30توسط محمدمهدی | |


دوباره میسازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو میزنم اگرچه با استخوان خویش


دوباره میبویم از تو گل به میل نسل جوان تو

دوباره میشویم از تو خون به سیل اشک روان خویش


دوباره یک روز روشنا ، سیاهی از خانه میرود

به شعر خود رنگ میزنم ز آبی آسمان خویش


اگر چه صد ساله مرده ام به گور خود خواهم ایستاد

که بر درم قلب اهرمن به نعره ی آنچنان خویش


کسی که "عظم رمیم" را دوباره انشا کند به لطف

چو کوه میبخشدم شکوه به عرصه امتحان خویش


اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز میکنم کنار نوباوگان خویش


حدیث "حب الوطن" ز شوق بدان روش ساز میکنم

که جان شود هر کلام دو چو برگشایم دهان خویش


هنوز در سینه آتشی به جاست کز تاب شعله اش

گمان ندارم به کاهشی ز گرمی دودمان خویش


دوباره میبخشی ام توان اگر چه شعرم به خون نشست

دوباره میسازمت به جان اگر چه بیش از توان خویش


دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش

دوباره میسازمت وطن...!


- سیمین بهبهانی -



هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی

از این زمانه دلم سیر میشود گاهی

عقاب تیز پر دشت های استغنا

اسیر پنجه ی تقدیر میشود گاهی

صدای زمزمه ی عاشقان آزادی

فغان و ناله ی شبگیر میشود گاهی

بگو اگر چه به جایی نمیرسد فریاد

کلام حق دم شمشیر میشود گاهی

به سوی خویش مرا میکشد چه خون و چه خاک

محبت است که زنجیر میشود گاهی

جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی

کلام حق دم شمشیر میشود گاهی


- م.سپند -




من نوشت1: کاش این 40 میلیون نفر در انتخابات قبلی شرکت کرده بودند...در انتخاباتی که دولت اصلاحات تا حدودی روی آن نظارت داشت...در انتخاباتی که تنها 27 میلیون نفر در آن شرکت کردند...کاش با حضور 40 میلیونی مردم دکتر معین کاندیدای اصلاح طلبان پیشرو انتخاب میشد...اگر آنگونه میشد امروز نه این خون ها به ناحق ریخته میشد،نه چنین تقلب و کودتای نرمی رخ میداد،نه..... اگر مصطفی معین رییس جمهور ایران میشد امروز محمدرضا خاتمی معاون اول او بود نه اینکه در بازداشتگاه باشد،میردامادی-حجاریان-رمضان زاده-تاجزاده-صفایی فراهانی-ابطحی-زیدآبادی-شریعتی-کاشفی و... حقشان رفتن به بازداشتگاه نیست...  حق این جوانان گلوله خوردن نبود...حق این جوانان ضرب و شتم شدن نبود...   امروز حق ناحق شده است...

من نوشت2: امید هیچ معجزه ز مرده نیست زنده باش...

من نوشت3: و صداهایی نمناک و مرموز و سبز ، عجب آواز خوشی در راه است...

من نوشت4: دی زمانی دارد و زمستان اجلش نزدیک است...

من نوشت5: شهر خالی است ز عشاق ، بود کز طرفی مردی برون آید و کاری بکند...

من نوشت6: غربت ما دیار ماست : خونین ترین ویرونه!

من نوشت7: الملک یبقی مع الظلم و لا یبقی مع الکفر...

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت3:7توسط محمدمهدی | |


توی این ساعت شوم ، توی این فصل کبود

وسط تعزیه ی هیشکی نیست هیشکی نبود

توی هیر و ویر این جشن جنجال سکوت

کی صداتو برده میهن خشم آلود؟


مگه تو تقویم سکون ، ستاره تو چاه کیه؟

سال روی شاخ چی و خندق سر راه کیه؟

بگو تو فال قهوه مون ، عجوزه بدخواه کیه؟

آفتاب لب بوم کی و عقرب روی ماه کیه؟


خونه از گریه پره ، کوچه از مرگ غزل

توی ویرونی باغ ، نعش گل بغل بغل

قطره ای اشک اینجا ، شعله ای آه اونجا

پاره ای گل اینجا ، تیکه ای ماه اونجا

کوچه تا کوچه هراس ، خونه تا خونه عزا

دل به دل نفرین و لب به لب نعش دعا


لشکر گل خوار رو کی به راه انداخته؟

خواهر خورشیدو کی به چاه انداخته؟


خورشیدتو کی برده و کی سایه تو آتیش زده؟

که از پی این همه شب ، شب رفته و شب اومده!


- ایرج جنتی عطایی -



پی نوشت1: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم ، خداوند وضع هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا آنکه تغییری در خودشان ایجاد کنند ( قرآن کریم )

پی نوشت2: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم ، حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم نه ( محمد بن عبدالله -صل الله علیه و آله- )

پی نوشت3: میزان رای ملت است ( روح الله موسوی خمینی )

پی نوشت4: بهترین سیاست صداقت است ( سروانتس )

پی نوشت5: دیروز تاریخ است ، فردا راز است ، امروز یک هدیه است ( دالایی لاما )

پی نوشت6: پیشرفت تنها در سایه ی آمادگی همیشگی ما به دست می آید ( ارد بزرگ )

پی نوشت7: اراده ی قوی به همه ی قوای دیگر حکمرانی می کند ( دوفون )

.....

من نوشت1: در پی پخش سخنرانی انتخاباتی محمود احمدی نژاد و اعلام خبر کاهش بیکاری،مرتفع شدن تهدید خارجی،دو برابر شدن تولید سیمان و فولاد و صنایع پتروشیمی،ثبت بیش از بیست هزار اختراع طی چهار سال،شور و نشاط بی نظیر مردم و ... دیشب پینوکیو استعفایش را به فرشته مهربان تقدیم کرد و پیشنهاد داد تا اطلاع ثانوی محمودکیو جایش را بگیرد!

من نوشت2: تا این لحظه به سه سخنرانی میرحسین موسوی با گاز فلفل حمله شده ، چندین هوادار در تبلیغات خیابانی مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند ، دیروز در تبریز گروه های فشار به فیلم برداران ستاد میرحسین موسوی حمله کردند و دوربین هاشون رو دزدیدن ، پوستر ها و بنر های کروبی و موسوی در تهران و سایر شهرها پاره میشه و .....   این است اخلاق انتخاباتی!

من نوشت3: ولی هرچه باشه هنوز ایران ماست بیا بسازیم بهشت از این ویرونه باز ... فکر کن انتخابته بین بد و بدتر ... تنها ضررش اینه که نوک انگشتت جوهری شه!

من نوشت4: یک برگه رای تمام سهم من از دموکراسی! باز باید سرنوشت از سر نوشت...

من نوشت5: شد خزان گلشن آشنایی ، بازم آتش به جان زد جدایی

من نوشت6: هات پارتی دعوت نشده بودم که به لطف خداوند شدم! حالا یه دل میگه برو برو یه دل میگه نرو نرو :دی  ... یه پارتی دیگه هم یکی از دوستان داره که تمایل دخترا برای شرکت توی این پارتی من رو شگفت زده کرد!درحالیکه تعداد کمی از پسرهای دانشکده دعوت ما رو پذیرفتن تقریبا تمام دخترایی که باهاشون صحبت کردیم استقبال کردن!!! احتمالا توی این پارتی در مقابل هر پسر 4-5 دختر حضور خواهند داشت!! :دی

من نوشت7: گفتی تا آخر می مونی..رفتی نموندی جا زدی..عاشقم کردی و رفتی و گفتی نمی مونی کنارم

من نوشت8: 

برای نجات ایران
برای سرفرازی ایرانی
برای اصلاح وضع موجود
برای آزادی،عدالت و قانون
برای ایرانی آباد و پیشرفته
برای کم شدن فاصله طبقاتی
برای ارج نهادن به کرامت انسانی

22 خرداد همه با هم در شعب اخذ آرا

ایرانی پیشرفته با قانون ، عدالت و آزادی


+نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت17:30توسط محمدمهدی | |


تو مثل زمستان سردی
مثل یک تکه یخ
یک گلوله ی برف
مثل نهر کوچک گناه!

تو سردی
مثل یک گمنامی، متروک
مثل شبنم منجمد، گزنده
مثل بادهای تند
انگار خورشید گم شده است!

آره! تو سردی
مثل یک دوست بیرحم
عین یه بوسه ی دروغکی
یک خداحافظی از سر ناچاری
مثل صدای هیس یک مار!

سرد،
مثل مرمر سفید
قلب یک قاتل
شبیه سطح بیحرکت آب
انگار که نیزه ای مرده است!

سرد،
مثل خنجری شیشه ای
سنگی که تغییر قیافه داده است
مثل ماه
که چون چشم یک مقتول میدرخشد!

تو سردی
مثل عمری که از دست رفته است
مثل تلخی و شیرینی حقیقت
مثل عهد و پیمان یک خائن
مثل از دست دادن ناگهانی جوانی!

-ژن ژن مو-




پی نوشت1: خوش رفتار کسي است که بتواند با آدمهاي بد رفتار سازش کند ( فرانسو )

پی نوشت2: مقياس ارزش انسان اهميتي است که به وقت خود ميگذارد ( امرسون )

پی نوشت3: آدم هاي بزرگ به خوشي هاي کوتاه هنگام تن نمي دهند ( ارد بزرگ )

پی نوشت4: انسان دانا به جاي آنكه در انتظار رسيدن يك فرصت خوب در زندگي باشد خود آن را به وجود مي آورد ( فرانسس بیکن )

پی نوشت5: دروغ مانند برف است هر چه آن را بگرداني بزرگتر ميشود ( مارتین )

.....

من نوشت1: میگن کلاغ قارقاری تو رو چه به باغ درباری! سکه نداری دون میخوای عاشق مهربون میخوای؟ پیغوم رسید که اونورا جا نیست واسه کوچیکترا آهای کلاغ دیوونه اونجا جای بزرگونه!!

من نوشت2: با خیال تو اگه باشه خیالی ندارم شب تا صبح گریه و بیخوابی رو خیلی دوست دارم..انتظار تو و بی تابی رو خیلی دوست دارم..تورو دوست دارم و گریه شبا بیدارم و گریه!

من نوشت3: تو همونی که میگفتی زندگی با من خیلی قشنگه... تو همونی که میگفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که میگفتی قلبم مال تو باشه واسه همیشه... طعنه شنیدم از همه که تو وفا نداری... رفیقا میگن فراموشت کنم هرکدوم یه جوری دل میسوزونن اما اینو نمیدونن: نمیتونم آخه پیچیده تو جونم عشق تو برده امونم نمیتونم نمیتونم! نمیدونم تو چی کار کردی با من مهربون نامهربونم که هنوز نمیتونم!  تورو پیدات میکنم دورت میگردم حتی یک لحظه فراموشت نکردم... باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست...

من نوشت4: روبروی من سرابه بخت من همیشه خوابه تو دلم جای یه زخمه بی تو زندگیم عذابه! ای تمام هستی ام ای همه ی بود و نبودم... دیگه وقت رفتنه گونه هام بازم شده خیس میدونم که تو دل تو دیگه جایی واسه من نیست... دیگه داره تموم میشه همون روزا که میگفتی به پای من هدر میشه...

من نوشت5: تو خود عشقی خود عشق..ولی دیگه خودت نیستی... من خود توام زود باش پاشو!سرتو بالا بگیر! یکی گذشت از ثانیه ده تای دیگه باقیه .. ساعت-دیوار-چشمات-قلبم نمیای؟ یه کاری کن برای ما یه مایی هنوزم هست،یه کاری کن از این بیشتر!

من نوشت6: تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی...رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها همیشه ماندگار همیشه در هنوزها صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی... حالا که میخوام بمونی شعر رفتنو میخونی...

من نوشت7: میدونم محاله بدون تو نمیتونم یه لحظه رو سر کنم... مگه منو دوستم نداری که اینجوری میذاری میری بیخیال ما میشی؟مگه فکر کردی من بازیچه م که یه روز میگی دوسم داری و فرداش میری؟ یکی دو روز نیست آخه صحبت یه عمره که دارم برای تو میمیرم...

من نوشت8: توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره ، چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟

من نوشت9: نمیدونم تو کجایی دل تو مال کیه؟ اون دو تا چشمای نازت حالا تو فال کیه؟ نمیدونم خالیه دستاتو کی پر میکنه؟ جای عکس من تو چشمات حالا چشمای کیه؟ نمیدونم میدونی دیوونتم مثل قدیم...مثل اون لحظه که گفتی دیگه عشقو بلدی...هنوزم به یاد چشمات بیدارم...  هنوزم حرفات یادت هست؟؟

من نوشت10: جماعت من دیگه حوصله ندارم به خوب امید و از بد گله ندارم گرچه با دیگرون فاصله ندارم کاری با کار این قافله ندارم


توضیح: یک دوست به شدت(!) انتقاد کرد از کوتاهی من نوشت ها و بی مغز بودنشون(!) و خواستار ادغام ترانه ها با هم شد! یا اینکه کلا من نوشت ننویسم! فعلا توی این پست من نوشت ها رو ترکیبی نوشتم با تشکر از شادمهر عقیلی و بنیامین بهادری و حمید عسکری و رامین بی باک و رضا صادقی و بهروز صفاریان و فرهاد مهراد! من هم از اون دوست درخواست میکنم حالا که انتقاد میکنه نظر هم بده!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت18:0توسط محمدمهدی | |